شرووووع - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:30
start تابستون طلایی من شروع شد. منتظرش بودم و خوشحالم که میخوام روز به روزش رو با برنامه پیش برم :) پیش به سوی روزهای هدفمند
روز اول - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:30
خیلی خب! امروز رو یکم دیر شروع کردم اما مهم ترین کار رو انجام دادم و این خیلی هم خوبه. مرتب و جمع و جور کردن اتاق و برگه ها خودش کلی کاره دکتر گفت دندونا دوتاش باید پر بشه. یکیش بالا سمت چپ یکیش پایین سمت چپ. یکیشم باید روکش بشه ولی فعلا لازم نیست. همین دوتا که درست کردم ضروری بودن که خداروشکر تم
روز دوم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:30
خب امروز یکم خوابالو بودم ولی درکل بدک نبود. نصف کتابه رو خوندم یکم با فضاش اشنا شدم. فیلم دیدم و یکم وارد روابط اجتماعی شدمو با آر حرف زدم درواقع دردو دل برای منه ترسو این کار مهمیه
روز سوم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:30
بیرون از خونه بودن فقط برای من وقت گیره. هیچ کاری نکردم جز موبایل بازی! البته امشب با الی حرف زدم بعد از مدت ها و کلی بهم انرژی داد. فیلم هم دیدم! فردا روز بهتری ِ برای من شک ندارم
روز چهارم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:30
با الف حرف زدم و این عالی بود. رژیم شروع کردم. فیلم دیدن. میم پیغام داد عید رو تبریک گفت. درستش این بود تبریک بگم منم ولی درست ترش اینه که هیچی نگم تا بشه همه چی مثل سابق. خودم بهتر میدونم که اشتباه بوده کارم و حالا باید جبران کنم هرچقدم سخت باشه. هیچ کار دیگه ای نکردم. البته اون کرمه رو هم زدم امرو...
روز پنجم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:30
خوشگل کردن از اوجبه واجباته موهارو هم یکم کوتاه کردم که حس میکنم ارایشگرم بیشتر از یکم کوتاهشون کرده یکم کتاب درسی خوندم. فقط یکم! فیلم دیدم و منتظرم تعطیلات مسخره زودتر تموم شه بدم میاد از تعطیلی های بی خود! اه!
روز ششم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:30
رژیم مژیم نداشتیم امروز. کلی کیک خوشمزه خوردم نوششششششش جووووونم همین. دختر بدیم که هیچ کاری نمیکنم جز وقت تلف کردن
روز هفتم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:30
شنا شنا شنا... عالی ترین کاری که کردم رفتن به استخر بود.
روز هشتم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:30
سینما رفتم. خوش گذشت فیلمشم عالی بود. رژیمم رو این دو روز اخری شکوندم. نمیدونم چرا اراده ی قبل رو ندارم!